4TQr.jpg

كیوان ساكت معتقد است: جلال ذوالفنون هیچ گاه هنر خویش را وسیله فخر فروشی و رقابت قرار نداد.

این نوازنده تار و سه تار در یادداشتی درباره زنده یاد جلال ذوالفنون نوشته است: « آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می‌کند در شگفتم من نمی‌پاشد ز هم دنیا چرا وقتی خبر ناگوار در گذشت هنرمند گرامی جلال ذوالفنون را در کمال ناباوری شنیدم،یاد این غزل حضرت مولانا افتادم، بیا تا قدر یکدیگر بدانیم که تا ناگه ز همدیگر نمانیم غرض‌ها تیره دارد دوستی را غرض‌ها را چرا از دل نرانیم چو بر خاکم بخواهی بو سه دادن رُخم را بوسه ده اکنون همانیم »

این هنرمند در بخش دیگری از این یادداشت نوشته است: « آری این چند سال اخیر هنرمندان نازنین عرصه فرهنگ و هنر یکی پس از دیگری از میان ما رخت بر بستند و غیر از خویشان و آشنایانشان، جامعه هنر را داغدار کردند. دم سال تحویل از آن استاد ذولفنون و سوم عید از آن استاد حسین سمندری - دوتارنواز جنوب خراسان - بود. راجع به هنراستاد ذوالفنون بسیار گفته و نبشته‌اند، اما کمتر از خصوصیات روحی او سخنی رفته است. او مردی بود بسیار وارسته و بی‌اعتنا به ظواهر مادی. هرگز هنر خویش را وسیله فخر فروشی و رقابت قرار نداد و همواره می‌گفت: غرض نقشی است کز ما باز ماند و الحق که در این کار موفق شد

به گفته ساكت، «آثار ذوالفنون شامل کتاب‌ها، اجراهای زیبا، آلبوم‌های متعدد و.... است كه همواره در ذهن دوستداران موسیقی شریف و زیبای ایرانی زنده خواهد ماند. هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق...»

 


ادامه مطلب